تبلیغات
خلوت دل - جدل عاشق و معشوق

+++++
خلوت دل
لب بباید دادو دل را جا گرفت همچون جلال ****تا که مرغ عاشقی خود زین قفس بیرون شود
لطفاً در نظر سنجی سایت شرکت فرمایید. متشکرم

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 6 آبان 1390

جدل عاشق و معشوق

 

گفتم زعشق گویم گفتا که جا ندارد           گفتم به من لبی ده گفتا روا ندارد

گفتم رخت نمایان گفتا حرام باشد            گفتم حلال بنما گفتا رجا  ندارد

فتم یدت فشارم گفتا که زود باشد             گفتم بده دو ابرو گفتا رسانه دارد

گفتم بیا به منزل گفتا که جا ندارم          گفتم به منزلم بر گفتا زمان ندارد

گفتم که ترک گویم گفتا روانباشد           گفتم روم زپیشت گفتا عقاب دارد

گفتم چه چاره باشد گفتا بشو مهیا             گفتم شدم مهیا گفتا سرا ندارد

گفتم نشان ده راه گفتا نشان دادم             گفتم شده فراموش گفتا نظاره دارد

گفتم بکن ثوابی گفتا سزا نباشد           گفتم محبتی کن گفتا نوال دارد

گفتم که شاد گشتم گفتا عجول گشتی           گفتم چه چاره سازم گفتا فسانه دارد

گفتم نما توشادم گفتا نما تو عقدم                گفتم قبول کردم گفتا اشاره دارد

گفتم بشو تو یارم گفتا نگار گشتم             گفتم بیا به آغوش گفتا نیاز دارد

گفتم بگیر دستم گفتا بده تو دستت

گفتم نگار دارم گفتا «جلال» دارد

72/05/14 شمسی نورآباد




طبقه بندی: شعر، 
برچسب ها: عشق، فسانه، روا، نگار، جلال، عقدم، دستم، ثوابی، ترک گویم، عقاب، جدال، عاشق، معشوق،
ارسال توسط جلال یوسفی
بایگانی مطالب
نظر سنجی
اشعار را چگونه ارزیابی می کنید؟






پروفایل
000000000000000000
صفحات جانبی
oooooooooooooooooo
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
محل تبلیغات سایت
امکانات جانبی